در صحيح مسلم آمده كه، عمربن الخطاب به حضرت على و عباس مى گويد: «فلما توفي رسول اللّه قال ابوبكر: أنا ولي رسول اللّه، فجئتما تطلب ميراثك من ابن أخيك ويطلب هذا ميراث إمراءته عن أبيها، فقال ابوبكر قال رسول اللّه: ما نُورث ما تركنا صدقة، فرأيتماه كاذباً آثما، غادراً خائناً، واللّه يعلم اِنه لصادق بارّ راشد تابع للحق ثم توفي ابوبكر وأنا ولي رسول اللّه ـ صلى الله عليه و آله سلّم ـ و ولي أبي بكر فرأيتماني كاذباً آثما غادراً خائناً».
صحيح مسلم 3: 143 كتاب الجهاد ـ باب حكم الفيء ـ بخارى، 3: 287، كتاب النفقات، باب 3 حبس نفقه
الرجل قوت سنته على اهله و ج 4: 262 كتاب الاعتصام بالكتاب و السنة، باب ما يكره من التعمق و التنازع
و ج4، ص 165، كتاب الفرائض، باب قول النبي لا نورث ج 2، ص 187 و كتاب الخمس ج 2 ص 187 باب فرض
الخمس آيا صحيح است كه مى گويند بخارى همين حديث را در بيش از چهار جاى از كتاب خود آورده، ولى اين عبارت ـ دروغگو، خائن، پيمان شكن و گناهكار ـ را حذف كرده است و به جاى آن عبارت كذا و كذا و يا عبارت كلمتكما واحدة آورده است، تا بدين ترتيب نظر منفى اهل بيت پيامبر ـ صلى الله عليه و آله سلّم ـ نسبت به حكومت حضرت ابوبكر و عمر ـ رضى الله عنهما ـ، معلوم نشود؟
مى گويند: امام بخارى، در باب خمس، و نفقات، و الاعتصام، و فرائض; روايت را نقل كرده، ولى در آن تصرف و تغيير داده است، در كتاب نفقات گفته است: «تزعمان أن ابابكر كذا وكذا».
و در فرائض گفته: «ثم جئتماني و كلمتكما واحدة».
2010-02-23 05:03:35